واجد على خان
52
علم الأبدان ( فارسى )
و بايد دانست كه برد نيز از مبيضات جلدست زيرا كه موجب قلت تولد خون و صفرا و سوداست مع ذلك هر قدر كه ازين اخلاط متولد مىشود بواسطه برد غليظ و غائر مىماند بسوى خارج بدن نمىتواند رسيد بهر آنكه سبب حركت حرارتست و آن خود مقهور برودت شده و شك نسبت كه رنگ اصلى جلد سفيدست همچون ديگر اعضاى اصلى زيرا كه عصبانىست و تلون او از اخلاطست و هرگاه ملون به او نرسد بالضرور برنگ خود مىماند و هو البياض و مرق در بياضين آنست كه آنچه از بلغم مىباشد با ترهل و لين جلد بود و بروز نداوت و ظهور برودت در ملمس لازم مىباشد بخلاف برد ساذج رنگ سرخ از خون غالبست زيرا كه خلط سرخ همينست و قيد غلبه خون در احمرار جلد جهت آنست كه خلط دم از ان كه ميل بغلظت دارد نسبت بصفرا تا افزونتر از حد اعتدال نباشد متحرك شده به ظاهر بدن نمىتواند گرائيد و رنگ زرد از غلبه صفراست در اكثر و گاه باشد كه زردى در رنگ از قلت خون واقع شود چنان كه در ناقهين مشهودست و فرق بينهما آنست انجا كه صفرا غالب مىباشد علامات حرارت موجود بود بخلاف آنچه از قلت خون بود حدوث امراض و اخراج خون شاهد باشد و رنگ سياه از غلبهء سوداست خواه غلبهء او بنا بر كثرت تولد او بود يا بنا بر وقوع سدّه باشد در ميان جگر و سپرز كه چون بسبب سدّه لطحال نرود بالضرور ميل به طرف جلد بدن نمايد سحنه و آن عبارتست از حالت بدن باعتبار فربهى و لاغرى و مقصود ازين بيان اسباب فربهى و لاغرىست بيان فربهى [ و لاغرى ] پس فربهى اگر از پيهست آن از برودت و رطوبتست زيرا كه سبب مادى شحم مائيت خونست و آن از طب از دم بود و سبب فاعلى شحم و مجمّد او برودتست لهذا در ابدان بارده و اعضاى ؟ ؟ ؟ چون امعا و امثال آن بيشتر متولد مىشود و در اينجا ايراد مىكنند كه قلب گرمتر از سائر اعضاست بالاتفاق و مع ذلك شحم بر وى بيشترست جوابش آنست كه شك نيست كه قلب از همه اعضا حرارت زيادهتر دارد امّا طبيعت باذان حكيم مطلق جل شانه هميشه در اصلاح بدن هست و هر عضوى را بحسب لايق او محافظت مىكند پس قلب كه گرمترين اعضاست و بدان سبب يبوست در وى غلبه دارد و محتاجترين اعضاست